یکی بود یکی نبود , دنیا همش با یکی بود
Y A L L O Q
به آهنگ وب گوش بده ... لارا فابیان، خواننده و ترانه سرای متولد ۹ ژانویه ۱۹۷۰ در بلژیک. لارا از پدری بلژیکی و مادری ایتالیایی متولد شد و پنج سال اول زندگی خود را در ایتالیا گذراند. پس از آن به همراه خانواده به بلژیک مهاجرت کرد و به تشویق پدر گیتاریست خود در کلاسهای آوازخوانی حضور پیدا کرد. او در ۱۶ سالگی اولین آهنگ خود را میسازد و در ۲۰ سالگی با ریک آلیسون (Rick Alison) آهنگساز و ترانهسرا، اشنا میشود و به همرا
برچسب:
نویسنده: حدیث حسینیان
یکی بود یکی نبود , دنیا همش با یکی بود
آنچه نپاید ... دلبستگی را نشاید ...
جغدیروی کنگره های قدیمی دنیانشسته بود زندگی را تماشا می کرد رفتن و رد پای آن را ... آدم هایی را می دیدو به در و دیوار دل می بندند ...جغد ... اما می دانستکه سنگ ها ترک می خورندستون ها فرو می ریزندو دیوار ها خراب می شوند ... جغد بارها و بارهاو غرور های تکه پاره شده رالابلای خاکروبه های کاخ دنیا دیده بود ...جغد همیشه آوازهاییناپایداری اش می خواندشاید پرده های ضخیم دل آدمهابا این آواز کمی بلرزد ... ر
برچسب:
نویسنده: حدیث حسینیان
یکی بود یکی نبود , دنیا همش با یکی بود
دو کلمه حرف حساب ...
بین این همه پیام های مجازی جور واجور دلم برای دیدن یه دست خط واقعی چقدر تنگه ...ما دورانی رو طی کردیم که برای نوشتن یه نامه ی معمولیپست کردن و رفت و برگشتش باید یه هفته تا ده روز منتظر می موندیم ...انتظار رسیدن جواب نامه ... دیدن دستخط طرف مقابل ... و مطالبیا احیانا عکس طرف مقابل پاداش شیرین و حس قشنگی بود کهاین مکاتبه ی زیبا و کلاسیک بهمون می داد ...امروزه به لطف تکنولوژی جدید در چند لحظه می تونیم با همه ی دنیاارتبا
برچسب:
نویسنده: حدیث حسینیان
یکی بود یکی نبود , دنیا همش با یکی بود
بشوی اوراق اگر همدرس مایی ...
من ... پاییزی ام ...
نوشته شده در ساعت
توسط Y A L L O Q|
آخرين مطالب
» حرفی برای گفتن» پنجره های بی کسی ...» خالی ...» شرح زندگی من» دوست مجازی من ...» ده سالگی وبلاگ *YALLOQ» اگه از پنجره ی چشمای من ...» بشوی اوراق اگر همدرس مایی ...» دو کلمه حرف حساب ...» آنچه نپاید ... دلبستگی را نشاید ...
Design By : Pichak
<!-.-.-Design By : pichak.ne
برچسب:
نویسنده: حدیث حسینیان
یکی بود یکی نبود , دنیا همش با یکی بود
اگه از پنجره ی چشمای من ...
اگه از پنجره ی چشمای من چشم تو هر چی که دیدم ببینهاگه دلتنگی ابرای غروب توی آسمون سینه ت بشینهتازه مثل من میشی که همش بدی دیدمشاید اون روز بدونی چه عذابی کشیدماگه کوه غصه پشتتو شکست تو رو انگشتای غم نشونه کردهر چی داشتی آسمون ازت گرفت تو رو با دست خالی روونه کرداگه وقت گریه بغضت وا نشد گریه هم از تو چشات پر زد و رفتاگه خوشبختی سراغتو گرفت اما بی خبر اومد در زد و رفتتازه
برچسب:
نویسنده: حدیث حسینیان